السيد موسى الشبيري الزنجاني
3339
كتاب النكاح ( فارسى )
آنها مىپردازيم ، همچنين اشكالات ديگرى درباره دلالت آيه بر محجوريت صبى و بىاثر بودن الفاظ وى به طور مطلق وجود دارد كه در آينده به آنها مىپردازيم و ظاهراً به دليل اين گونه اشكالات مرحوم شيخ انصارى در اين بحث از مكاسب ، اصلًا به آيه ابتلاء نپرداخته ، بلكه ادله ديگر همچون روايات و اجماع را مطرح ساخته است ، بحث تفصيلى در ادله شيخ را پس از اين خواهيم آورد ، تنها در اينجا به توضيحى درباره قسمتى از كلام شيخ رحمه الله مىپردازيم . ج ) اشاره به نكتهاى در كلام شيخ در مكاسب : 1 ) طرح يك اشكال : مرحوم شيخ انصارى در مورد بطلان معاملات صبى نخست حديث رفع قلم را مطرح ساخته و استدلال به آن را ناتمام مىداند ، سپس به اجماع محكى كه شهرت عظيمه مؤيد آن است استناد ورزيده و درباره وجود و عدم وجود اجماع بحث بسيار كرده و در نهايت اين اشكال را مطرح كرده كه از كلام بسيارى از فقهاء بر مىآيد كه اجماع در مسأله تحقّق نيافته ( : نعم لقائل ان يقول انّ ما عرفت من المحقق و العلامة و ولده و القاضى و غيرهم خصوصاً المحقق الثانى . . . يدل على عدم تحقّق الاجماع ) با اين حال مىافزايد : و كيف كان فالعمل على المشهور ، و يمكن ان يستأنس له ايضاً بما ورد فى الاخبار المستفيضة . . . از اين عبارت بر مىآيد كه ايشان شهرت را به عنوان دليل تام مىداند و اخبار مستفيضه را به عنوان دليل ديگر مسأله مطرح مىسازد ، حال اين اشكال مطرح مىگردد كه شيخ انصارى كه در رسائل به گونه مفصّل حجّيت شهرت را ابطال ساخته ، چگونه در اينجا به شهرت استناد ورزيده است . اگر گفته شود كه شايد شيخ مطلب رسائل را نخست نگاشته ، ولى بعداً از آن عدول كرده و به حجيت شهرت گراييده ، يا بر عكس ، مطلب مكاسب را نخست